آسمان نوشت: الله کرم در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی یکی از فعالترین چهرههای حزبالله بود که منتقدان به او و همفکرانش عنوان «گروه فشار» و «لباس شخصی» داده بودند. رئیس شورای هماهنگی حزبالله اما در این گفتوگو خود و جریانش را مبدع واژه «خودسر» و «لباس شخصی» در ادبیات سیاسی کشور دانست و به تعریف این واژه «خودسر» و «لباس شخصی» در ادبیات سیاسی کشور دانست و به تعریف این واژه پرداخت. او همچنین در این مصاحبه گفت: شما کسانی هستید که هشت ماه تهران و کشور را به آتش کشیدید؛ امروز به یک لنگه کفش اعتراض میکنید؟ خیلی قبیح است از شما انتظار نیست، شما باید توبه کنید...».
در فرودگاه دو دسته به استقبال آقای روحانی رفتند. یک دسته با اس اماس برای استقبال و پیشواز آقای روحانی دعوت شده بودند که به نظر من میرسد این حرکت در راستای استراتژی «دامن زدن به انتظارات» است. در این سناریو،حامیان ارتباط با آمریکا تلاش میکنند تفهیم کنند که خوب شدن وضعیت اقتصادی مردم راهی به جز رابطه با آمریکا ندارد. این ارتباط با آمریکاست که تحریمهای وضع شده را از بین خواهد برد.
دسته دوم در فرودگاه نیروهایی بودند که شما به آنها «خودسر» میگویید: هیچ گروه و سازمانی آنها را تحویل نمیگیرد و حمایت نمیکند. کار به جایی میرسد که آقای خاتمی که مدافع آزادی بیان و عقیده است، آنها را نمیپذیرد و آنها را در ادامه متهم میکند که آنها به ترور دست میزنند و مسائل غیر قابل قبولی را دربارهشان مطرح میکند. ما را یاد این ضربالمثل میاندازد که قصاص قبل از جنایت نباید کرد.
بحث سر نحوه اعتراض آنهاست. اینکه به سمت رئیسجمهور کفش و گوجه پرتاب کردهاند.
نوع اعتراض و شیوه یک بحث است و اینکه ما اصل اعتراض و انتقاد و اعتصاب تجمع و راهپیمایی را بپذیریم یا نه. یک بحث دیگر است کسانی این حرف را میزنند که معتقد هستند مخالف وجود دارد و باید حرفش را بزند اما وقتی حرف میزند میگویند ما شیوهاش را قبول نداریم! باید ببینیم ریشه معترضان چه بوده؟ من سؤال میکنم آقای خاتمی شما که خود را اهل گفتوگوی تمدنها میدانید، چرا حاضر نیستید با یکی از اینها گفتوگو کنید؟ من خودم جزو اینها نبودم، اما آمادهام در این خصوص با آقای خاتمی مناظره کنم.
من موافق این هستم که عدهای بیایند از آقای روحانی حمایت کنند و عده دیگری هم اعتراض خود را مطرح کنند.
در فرودگاه دو دسته به استقبال آقای روحانی رفتند. یک دسته با اس اماس برای استقبال و پیشواز آقای روحانی دعوت شده بودند که به نظر من میرسد این حرکت در راستای استراتژی «دامن زدن به انتظارات» است. در این سناریو،حامیان ارتباط با آمریکا تلاش میکنند تفهیم کنند که خوب شدن وضعیت اقتصادی مردم راهی به جز رابطه با آمریکا ندارد. این ارتباط با آمریکاست که تحریمهای وضع شده را از بین خواهد برد.
دسته دوم در فرودگاه نیروهایی بودند که شما به آنها «خودسر» میگویید: هیچ گروه و سازمانی آنها را تحویل نمیگیرد و حمایت نمیکند. کار به جایی میرسد که آقای خاتمی که مدافع آزادی بیان و عقیده است، آنها را نمیپذیرد و آنها را در ادامه متهم میکند که آنها به ترور دست میزنند و مسائل غیر قابل قبولی را دربارهشان مطرح میکند. ما را یاد این ضربالمثل میاندازد که قصاص قبل از جنایت نباید کرد.
بحث سر نحوه اعتراض آنهاست. اینکه به سمت رئیسجمهور کفش و گوجه پرتاب کردهاند.
نوع اعتراض و شیوه یک بحث است و اینکه ما اصل اعتراض و انتقاد و اعتصاب تجمع و راهپیمایی را بپذیریم یا نه. یک بحث دیگر است کسانی این حرف را میزنند که معتقد هستند مخالف وجود دارد و باید حرفش را بزند اما وقتی حرف میزند میگویند ما شیوهاش را قبول نداریم! باید ببینیم ریشه معترضان چه بوده؟ من سؤال میکنم آقای خاتمی شما که خود را اهل گفتوگوی تمدنها میدانید، چرا حاضر نیستید با یکی از اینها گفتوگو کنید؟ من خودم جزو اینها نبودم، اما آمادهام در این خصوص با آقای خاتمی مناظره کنم.
من موافق این هستم که عدهای بیایند از آقای روحانی حمایت کنند و عده دیگری هم اعتراض خود را مطرح کنند.